خرید بک لینک

زمان به وقت غروب خورشید

نسیمی دلگیر می وزد در بیابان هایی که

قرار است به کوفه برسند ،

نسیم خاکِ غربت را بر روی کاروان می نشاند

انگار این نسیم غربت از سمت کوفه آمده ،

بعد از رسیدنِ خبر شهادت مسلم

و شلوغی های کوفه دیگر

همه اهالی کاروان فهمیده اند

که کوفه دوباره رنگ عوض کرده

اما این #کاروان هنوز در مسیر عشق است

و حسین قصد کربلا دارد ؛

صدای #قدم های

کاروان غربت حسین را فریاد میزد

که شاید کسی به خودش بیاید !

حسین (ع) سر می چرخاند در کاروان ،

و با چشم هایش عزیزترین ها را دنبال میکند

یک طرف زینب و رباب و رقیه و

کمی آن طرف تر بنی هاشم که دور

علی اکبر حلقه زدند و نگاهی به چشم های

نگران عملدار ...

تو که انتهای داستان این کاروان را میدانی

باید بفهمی دلیل نگاه بی قرار

حسین به زینب و علی اکبر را ، تو که میدانی

انتهای ماجرای #کربلا را باید بفهمی

دلیل اضطراب حسین را وقتی صدای گریه

های علی اصغر در بیابان میپیچد...

آری آرام آرام به روز واقعه نزدیک می شویم

به مصیبت بزرگ !

#شب_جمعه

مأمـــولــ | @mamol313

برچسب: نویسنده: اشکان سامانی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 23:58

صفحه بندی